مقاله چاپ شده در روزنامه رسالت مورخ 23/11/86
نظريات انقلاب اسلامى ايران
مقدمه:
از زمان پيروزى انقلاب اسلامى در ايران در بهمن ماه 57 تا کنون نظريه پردازى هاى مختلفى درباره علل و عوامل و چرايى انقلاب صورت گرفته است. تمايلات سياسى و بينش هاى اجتماعى نويسندگان و نگاه از بيرون و درون به انقلاب باعث گستردگى اين نظريات شده است.
اهميت اين بحث نيز در اين است که اگر ماهيت اين عمل سياسى را درک نکنيم نمى توانيم مسائل امروز ايران را بشناسيم و بر مبناى آن اولويت بندى درستى درباره نيازهاى امروز انقلاب داشته باشيم.
در اين بررسى به مباحث توصيفى مانند شاخصه هاى انقلاب و مباحث تبيينى که چرايى انقلاب را در بر دارد، مى پردازيم.
تعريف انقلاب:
تعاريف مختلفى از پديده انقلاب بسته به نگاه و بينش دانشمندان علوم اجتماعى و سياسى ارائه شده است اما شايد بتوان در يک تعريف جامع اينگونه بيان داشت که:انقلاب عبارت است از گسترش مشارکت مردمى به صورت سازمان يافته يا بدون سازمان، عمدتا به صورت آشکار و علنى در خارج از نهادهاى موجود که از اعتراض به رژيم و حکومت آغاز و تا پايان سقوط رژيم سياسى ادامه مى يابد.
ماهيت انقلاب ايران:
از مجموع نظريه هاى داخلى و خارجى درباره ماهيت انقلاب مى توان همه آنها را در 5 دسته قرار داد.براى برسسى صحت و سقم اين نظريات بايد شاخص ها و معيارهاى عقلانى و ثابتى را تعريف کرد تا بتوان قضاوت درستى انجام داد.ما در اينجا به شش شاخص خواهيم پرداخت:
رهبرى انقلاب، شعارهاى انقلاب، پايگاه هاى انقلاب، نمادهاى انقلاب، نقاط عطف تاريخى و ادبيات فرآيند انقلاب.
ادامه دارد