حدیثی است به نقل از حضرت داود نبی که چون از حضرت حق
علت آفرینش و راز خلقت را جویا شد خداوند در پاسخ چنین فرمود:
کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف
من گنج پنهان بودم دوست داشتم که شناخته شوم
پس انسان را خلق کردم تا شناخته شوم.
نکته ی لطیفی در این حدیث وجود دارد که
کلمه ی حب بر معرفت مقدم شمرده شده است.
بایزید بسطامی برای معرفت بی محبت قدر و ارزشی قائل نیست.
اما درباره ی تقدم و تاخر معرفت و محبت اختلافی در گرفته است.
به نظر شما محبت است که معرفت می آورد یا معرفت باعث محبت است؟
امروز روزه بودم.
شاید به رسم عادت دیرینه
شاید از خوف قضا و کفاره
و ده ها شاید دیگر
جز آنکه برای او باشد
یا برای خودم.
نمی دانم چه روزی مهمان خوانده ی این ضیافت می شوم.
این روزها
خیلی دلم گرفته است.
فردا را روزه خواهم بود
شاید...